السيد محمد حسين الطهراني

64

امام شناسى (فارسى)

مىشود ، و با خود مىگويد : من كه داراى ملكهء عفّت بودم ، من كه با خود قرار داد كرده بودم كه دروغ يا غيبت يا سبّ و شَتم ، يا كلمه‌اى كه دلالت بر عيب و نقص رقيب كند ، سر نزند ، چه شد كه بدون تأمل و عاقبت انديشى چنين كلمه‌اى را ادا كردم ؟ و پرده عفّت لسان خود را دريدم ؟ تمام اينها و اشباه و نظاير اينها به‌علت همان وجود صفت رذيله در دل ، و مقيّد شدن آن بتقييد عقل و حفظ مصالح خارجى است ، كه دائماً در كمين نشسته ، تا در موقع مناسب شكار خود را بگيرد و به‌كام خود برسد . و همان‌طور كه ذكر شد در تمام افراد بدون استثناء اين بروزات و ظهورات ، گاه گاه و احياناً مشاهده مىشود . دانشمند شهير و فيلسوف شرق بوعلى سينا با آنكه مىگويد من تمام طبّ را براى تو به‌دو جمله خلاصه مىكنم : اسمَع جَمِيعَ وَصِيَّتِى فَاعمَل بِها * فَالطِّبُّ مَجمُوعٌ بِنَظمِ كَلامِى أقلِل جِمَاعَكَ مَا استَطَعتَ فَانَّهُ * مَاءُ الحَياةِ تَصُبُّ فِى الَارحَامِ إجعَل غَذائكَ كُلَّ يَومٍ مَرَّةً * و احذَر طَعاماً قَبلَ هَضمِ طَعَامٍ « 1 » اوّلًا جماع و آميزش را تا توانى كم كن ، زيرا آنچه در رحم زنان مىريزد آب حيات است كه هر چه بيشتر ريخته گردد از حيات تو بيشتر كم مىكند . ثانياً غذا خوردن خود را در هر روز يك بار قرار بده ، و از خوردن غذا قبل از آنكه غذاى سابق هضم شود پرهيز كن . گويند كه از او سؤال كردند با آنكه خود شما بمضارّ آميزش زياده از حدّ اعتدال و نياز ، آشنائى و اطلّاع داريد ! پس چرا خود شما در اين عمل زياده روى و افراط مىكنيد ؟ در پاسخ گفت : من از كيفيّت عمر خود مىخواهم بهره‌مند شوم نه از كميّت آن . بسيارى از اطبّاء از مضارّ مشروبات الكلى به‌خوبى اطلاع دارند ، و در اين زمينه نيز كنفرانس داده و خطابه خوانده‌اند ، يا مقاله و كتابى نوشته ، ولى در عين حال خود مبتلى به اين عمل شيطانى هستند .

--> ( 1 ) « الكنى و الالقاب » ج 1 ص 322 اين سه بيت را با هشت بيت ديگر كه مجموعاً يازده بيت مىشود در « ريحانة الادب » ج 7 ، ص 280 از أبو المؤيّد محمّد بن محمّد عَنْتَرىّ صاحب « قرابادين » كه از فلاسفه وحكماء و مشاهير أطبّاء و ادباى أوائل قرن ششم بوده است ، آورده است : احْفَظْ بُنَىَّ وَصِيَّتى وَاعْمَلْ بِهَا * فَالطِّبُّ مَجْموعٌ بِنَصِّ كَلامِى قَدِّمْ عَلَى طِبِّ الْمَريضِ عِنايَةً * فى حِفْظِ قُوَّتِهِ مَعَ الايَّامِ بِالشِّبْهِ يُحْفَظُ صِحَّةٌ مَوجودَةٌ * وَالضِّدُ فيهِ شِفآءُ كُلِّ سِقامِ قَلِّلْ نِكاحَكَ مَااسْتَطَعْتَ فَإنَّهُ * مآءُ الْحَيَوةِ تُراقُ فِى الارْحامِ وَاجْعَلْ طَعامَكَ كُلَّ يَوْمٍ مَرَّةً * وَ احْذَرْ طَعامَكَ قَبْلَ هَضْمِ طَعامِ لا تُحْقِرِ الْمَرَضَ الْيَسيرَ فَإنَّهُ * كَالنّارِ تُصْبِحُ وَ هْىَ ذَاتُ ضَرامِ لا تَهْجُرَنَّ الْقَىْءَ شَهْرَكَ إنَّما * كَيْمُوسُهُ سَبَبٌ إلَى الاسْقامِ إنَّ الحِمَى عَوْنُ الطَّبيعَةِ مُسْعِدًا * شافٍ مِنَ الاسْقامِ وَ الالامِ لا تَشْرَ بَنْ بِعَقيبِ أَكْلٍ عاجِلًا * لا تَأْكُلَنْ بِعَقيبِ شُربِ مُدامِ وَ خُذِ الدَّوآءَ إذا الطَّبِيعَةُ كُدِّرَتْ * بِالاحْتِلامِ وَ كَثْرَةِ الاحْلامِ وَالطِّبُّ جُمْلَتُهُ إذا حَقَّقْتَهُ * حَلٌّ وَ عَقْدُ طَبيعَةِ الاجْسامِ و سپس گفته است : بعضى از ارباب تراجم ، همين قصيدهء هفده بيتى را به « ابن بطلان » نسبت داده‌اند ؛ و ليكن در « نامهء دانشوران » از مورّخ خزرجى نقل كرده كه : اين قصيده از همين أبو المؤيّد است ، و در كتاب « نور المجتنى » آورده است .